i need u & kiss of life

وقتی پسر همسایه مرا بوسید دوازده سال داشتم. صبح روز بعد تشکم روی نرده ها ی بالکن بود و مادرم 

سرکوفت میزد که فردا پس فردا باید به خانه شوهر بروم ولی هنوز خودم را خیس میکنم .


+ بلقیس سلیمانی

+ بعدش...تازه کابوس ها شرع میشه

+ همیشه همراته...!

+ هیچ وقت جاش پاک نمیشه...هرگز!

+ تاريخ ساعت نويسنده مَستِر شولا به دوش |